در من رازیست بزرگ. هر بخش از آن را کسی میداند ولی همه رازم را فقط خودم می دانم.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 12:16  توسط محمدرضا
|
دل نوشت های من
کدوم مبارزه ارزشمند بود؟ هیچ وقت سعی نکرد چیزی رو به کسی بفهمونه. حق براش مهم بود. بدون اینکه حرفی بزنه ۱۰۰۰ تا ازش یاد گرفتم. ولی اون زمین و زمان و داره به هم میدوزه. خیلی وقت پیش آرزو کردم.
فقط به خاطر حامد نوشتم.
تا حالا شده به موضوعات گریه دار گذشتتون بخندین؟ واقعیت اینه که روزی به عقب بر می گردیم و به هر آنچه قبلا گریه دار بود فقط می خندیم.
ولی سوال اینجاست که آیا هم اکنون می تونیم به حوادث ناگوار زندگیمون بخندیم؟ به نظر من در معادله زندگی گذشته هیچ گاه با آینده برابر نیست.
* بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم؟