تبليغاتX
کیمیا

کیمیا

دل نوشت های من

در من رازیست بزرگ. هر بخش از آن را کسی میداند ولی همه رازم را فقط خودم می دانم.
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 12:16  توسط محمدرضا  | 

بهش گفته بودم این کارو نکنه. از قبل کلی باهاش صحبت کرده بودم. با هم توافق کرده بودیم. دلم میخواد فریاد بزنم بر سر کسی که مقصر نیست. وقتی رفتم پیشش داشت می خندید اتفاقی اونجا بود. زیاد نموند خیلی زود رفت داشتم لحظه شماری می کردم. اون که ۷ سال الگوی منطق من بود از این لحظه دیگه نیست. خودش نخواست کاش از اولش اینجوری بود. کدوم مبارزه واقعا مبارزست؟ داشت با خودش می جنگید و الان پیروز شده. ولی اون یکی به تموم هدف هاش رسیده.

کدوم مبارزه ارزشمند بود؟ هیچ وقت سعی نکرد چیزی رو به کسی بفهمونه. حق براش مهم بود. بدون اینکه حرفی بزنه ۱۰۰۰ تا ازش یاد گرفتم. ولی اون زمین و زمان و داره به هم میدوزه. خیلی وقت پیش آرزو کردم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 11:53  توسط محمدرضا  | 

دنیا ۲روزاست. روزی با تو و روز دیگر علیه تو.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 16:19  توسط محمدرضا  | 

الان ۴ روز که تو بوشهر گیر افتادم و هیچ پروازی انجام نمیشه. فعلا که ۵شنبه ۹شب از شیراز بلیتمون اکی شده. تا ببینیم چی پیش میاد؟
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 15:37  توسط محمدرضا  | 

نمی دونم چی بنویسم؟ استرس دارم نگرانم دلهره دارم.

فقط به خاطر حامد نوشتم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 17:34  توسط محمدرضا  | 

تا حالا یادم نمیاد از کسی پرسیده باشم چرا در مورد من اینجوری فکر میکنی؟
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 22:49  توسط محمدرضا  | 

نزدیک ۷00-۸۰۰نفر برای خاکسپاریش رفته بودند.
او از تنهایی مرده بود.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 23:19  توسط محمدرضا  | 

حافظ چون غم و شادی ایام در گذر است            بهتر آنست که من خاطر خود خوش دارم

تا حالا شده به موضوعات گریه دار گذشتتون بخندین؟ واقعیت اینه که روزی به عقب بر می گردیم و به هر آنچه قبلا گریه دار بود فقط می خندیم.

ولی سوال اینجاست که آیا هم اکنون می تونیم به حوادث ناگوار زندگیمون بخندیم؟ به نظر من در معادله زندگی گذشته هیچ گاه با آینده برابر نیست.

* بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:16  توسط محمدرضا  | 

ناراحتی بخشی از زندگیست و اگر آنرا فراموش کنیم از زندگی عقب خواهیم ماند. نتایج بسیار باارزش تر احساس آرامش موقتی است و به دست آوردن موفقیت به هر قیمتی می ارزد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:7  توسط محمدرضا  | 

الان حدود ۷۵ ساعته که از خونه بیرون نرفتم. یکی بیاد منو ببره بیرون
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 13:35  توسط محمدرضا  | 

 





Powered by WebGozar